روزی امام جواد علیه السلام کنار ساحل رود دجله ایستاده بود که شخصی به او گفت:« شیعیان تو ادعا میکنند که تو وزن آبهای دجله را میدانی.»
امام جواد علیه السلام فرمود:« آیا خداوند متعال قدرت دارد این دانش را به پشهای بدهد؟»
شخص پاسخ داد:« بله؛ چنین قدرتی دارد.»
امام جواد علیه السلام فرمود:« مقام من نزد خداوند از پشه و بیشتر مخلوقات دیگرش بیشتر است.»
منابع:
بحارالانوار، ج 50، ص 100.
تفسیر امام جواد علیه السلام درباره قطع دست دزد
در زمان حکومت معتصم، روزی دزدی اقرار به دزدی کرد و خواستار اجرای حد الهی شد. معتصم علما از جمله امام جواد علیه السلام را جمع کرد و پرسید:« از کدام قسمت دست باید برید؟»
یکی از حاضران گفت:« از مچ.» معتصم پرسید:« چرا؟»
گفت:« برای این که دست یعنی« انگشتها و کف دست و مچ.» چون خداوند در قرآن درباره حکم تیمم میفرماید: « فامسحوا بوجوهکم و ایدیکم »؛ (صورتها و دستهایتان را مسح کنید.)»
پس از این استدلال، افراد دیگری نیز با او هم عقیده شدند.
ولی عدهای گفتند:« دست دزد باید از آرنج قطع شود؛ زیرا خداوند درباره حکم وضو میفرماید:« و ایدیکم الی المرفق »؛ (دست هایتان را تا آرنج بشویید.) پس دست یعنی تا آرنج.»
معتصم رو کرد به امام جواد علیه السلام و پرسید:« تو چه میگویی، ابو جعفر؟» امام فرمود:«دیگران نظرشان را گفتند.»
معتصم گفت:«به نظرات دیگران کاری ندارم. نظر تو چیست؟»
امام جواد علیه السلام فرمود:« مرا معاف کن.» معتصم گفت:« تو را به خدا قسم میدهم نظرت را در این باره برای ما بگو.»
امام جواد علیه السلام فرمود:« حال که به خدا قسم یاد کردی، میگویم. این افراد درباره حکم قطع دزد اشتباه کردند و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله را نفهمیدند. دست دزد را باید از آخرین مفصل انگشتها قطع کرد؛ و کف دست را نباید قطع کرد.»
معتصم پرسید: « چرا؟»
امام جواد علیه السلام پاسخ داد:« رسول الله فرموده است سجده بر هفت عضو انجام میگیرد: صورت، دو دست، دو زانو، دو پا. و اگر قرار باشد دست دزد از مچ قطع بشود، کف دست برای سجده باقی نمیماند؛ در حالی که خداوند میفرماید:« ان المساجد لله »؛ (یعنی اعضای هفتگانهی سجده از آنِ خداست » و آنچه برای خداست قطع نمیشود.»
معتصم از فرمایش امام جواد علیه السلام شگفتزده شد و دستور داد دست دزد را از قسمت انگشتها قطع کنند.
امام جواد (ع) در دوران امامت خویش ، در شرایط بسیار نامساعد و فشار شدید خلفای عباسی ، به نشر و تعلیم حقایق اسلام پرداخت . از احادیثی که از امام نقل شده ، می توان به عظمت علمی و احاطه او بر مسائل فقهی ، تفسیری و عقیدتی پی برد . چنانچه در لابلای کلمات قصار آن حضرت ، علاوه بر فصاحت و بلاغت ، کمالات اخلاقی ایشان به خوبی نمودار است. بسیاری از شخصیت های بزرگ علمی عصر امام جواد (ع) از محضر ایشان بهره های فراوان بردند . یکی از اصحاب امام ، " حضرت عبدالعظیم حسنی " است . این شخصیت بزرگ تعداد قابل توجهی حدیث از آن حضرت نقل کرده است . وی در شهر ری - در جنوب تهران امروز - سکنی گزید و به ترویج و اشاعه احادیث اهل بیت علیهم السلام همت گماشت. یکی دیگر از این شاگردان "محمد بن خالد برقی" است که از پیشگامان عرصه دانش و معرفت در عصر خود بود . محمد بن خالد در علوم رایج آن زمان مانند تفسیر قرآن ، تاریخ ، روایت ، ادبیات عرب و علم رجال ، صاحب نظر و صاحب تألیفات بسیار بود. علم و دانش سرمایه ای بسیار ارزشمند برای بشر است . امام جواد (ع) در بخشی از سخنان خود، اهمیت علم و دانش را این گونه بیان مى کند: " بر شما باد تحصیل علم و معرفت، زیرا فراگیری آن بر همه واجب است، و بحث و بررسى در آن امرى مطلوب و دوست داشتنى است. دانش، برادران دینى را به هم پیوند مى دهد، تحفه مناسبى براى مجالس، همدم و همراه انسان در سفر، و انیس و مونس او در غربت و تنهایى است ." این امام بزرگوار، همگان را به سوی علم و معرفت دعوت می کند و از آن به عنوان مونس و یار مناسب یاد می کند. امام به دوستان خود سفارش می کند که مجالس و محافل خود را با سخنان عالمانه و حکیمانه بیارایند. همواره به دنبال کسب معرفت باشند تا جایی که به هنگام تنهایی نیز علم و دانش بهترین مونس و همدم آنها باشد، چرا که علم سودمند، سرچشمه تمام کمالات و ریشه همه پیشرفتهاست. امام جواد، علم را دو نوع معرفی می کند و می فرماید: " علم و دانش دو نوع است: علمى که در وجود خود انسان ریشه دارد و علمى که از دیگران دریافت می کند و یاد مى گیرد. اگر علم اکتسابى با علم فطرى هماهنگ نباشد، سودى نخواهد داشت. هر کس لذت حکمت را بشناسد و طعم شیرین آن را بچشد، از فراگیرى آن آرام نخواهد نشست. زیبایى واقعى در زبان و گفتار نیک است و کمال راستین در داشتن عقل . " ایشان دانش را از مهمترین عوامل پیروزى و رسیدن به کمالات معرفى مى کند و به انسان هاى کمال خواه و حقیقت طلب توصیه مى نماید که در راه رسیدن به آرزوهاى مشروع و موقعیت هاى عالى دنیوى و اخروى از این نیروى کارآمد بهره لازم را بگیرند